مطالب و عکس های جالب _ طنز
شعر،داستان کوتاه جالب و خواندنی.جوک،عکس های ارمین تو ای اف ام
فقط یه نظر بزار و اسمتو بنویس و اعترافتو بگو.! مثلا :بهنام:1 بار تو کوچه جیش کردم.!!! شما هم میتونید به اعتراف بگید حالا هر اعترافی!! کامنتاتون تو این پست تایید نمیشه چون بعضیا دوس ندارن و بعضی کامنتا هم واسه بالای 18 ساله! پس هرچی دوس داری بگو!!!!. اعترافات: نادر:یه بار با پتک(چکش) زدم ایفون یکی رو پوکوندم فاطمه:اعتراف میکنم بچه که بودم هیچ وقت تفاوت بادم با تخمه ژاپنی رو متوجه نمیشدم همیشه با همدیگه اشتباه میگرفتمشون... زهرا:یادمه وقتی کوچیک بودم فکر میکردم اگه زنا ابروهاشونو بردارن حامله میشن و تا برندارن حامله نمیشن!!!! ...(اسمشو ننوشته):یه بار عاشق دوست پسر دوستم شدم! شبگرد:بزرگترین اعتراف زندگیم:یه بار عاشق شدم هزار بار پشیمون شدم:-( مانی یه عالمه اعتراف گفته: و از 20 نمره صفرو دشت کردیم و البته با کلی پارتی مارتی دوباره گذاشتن درس بخونیم سلام مانی من مدیر مارو ورداشت سوار ماشینش کرد و جلو اون همه بچه وسط حیاط مدزسه پیاده کرد تا دیروز روزی 200 بار نشونش میدادا :( چهارمی:عترافـــ میکنم 15 ساله بودم مامی گفت بیا این شربتارو واسه مهمونا ببر من جولو اون همه مهمون میکنم بعد از پیدا کردن جوابـــ سوالی جدید ذهنمو مشغول کرد اخه روزم درشو وا میکردم این چراغه روشن میشد :) فرید:((یه بار عاشق شدم(از رو سادگی) دیگه تصمیم گرفتم هیچوقت با هیچ دختری حرف نزنم ولی تجربه های زیادی کسب کردم)) چــی شٌد سیگاری شٌدی؟ چـــی شٌـــد ســیــگار رو شــروعٍ ڪَــردی واَلـَـڪلی شٌــدی؟ اَز آטּ رٌوز کٍـﮧ رَفتٍـﮧ اے کارتــٍ شارژ ها را ... سیگار میخَرم و با خیاباטּ ها حَرف میزَنم ! هَمینطوری پیش بٍرَود گٌوشی را هَمـ باید بٍفٌروشَمـ ... کَفش بٍخَرم ... پس چرا دعا کنم...؟! برو پایین سمت چپ قسمت ایکن ها!چندتا کلیپ بدون دانلود ببینید!از سایت اپارات دزدیدم!!!! با تشکر.خواهر گرامیت! تولد داداشمه 12اسفند! یه سورپرایز واسش داشتم فهمید! حالا چیکار کنم؟؟؟ دیگه هیچی به ذهنم نمیرسه بخدا...حالا مونده بود تو امشب بیای تو اتاق؟اااااه... بچه ها واسش چیکا کنم؟یه کاری بگید؟میخوام سورپرایزش کنم. توروخدا قشنگ فکر کنید واسش چی بخرم؟چیکار کنم سورپرایز بشه؟ 25سالشه ها.میره تو 26 سال! وقتی داری اینو میخونی یه کامنت بزار بسیار محتاجم!!! بچه که بودم اگر کار بدی می کردم آدم بزرگ ها به من چشم غره می رفتند و من می فهمیدم که کارم اون قدر بد بوده که توانسته اون ها رو ناراحت بکنه ! دیگه انجامش نمی دادم یا اگر هم تکرار می شد آن قدر می گفتم ببخشید تا از نگاه سرد اون ها در امان بمونم . اما کمی که بزرگ تر شدم فهمیدم فقط ما کوچولو ها اشتباه نمی کنیم آدم بزرگ ها هم اشتباه می کنند با این تفاوت که اشتباهاتشون خیلی بد تر از مال ما است ... اما ان قدر به خودشون مطمئن هستند که حتی برای یک لحظه با خودشون فکر نمی کنند که شاید کارشون اشتباه بوده ...
ی بار هم که مهمون داشتیم شب جیش کردم تو خودم مجبور شدم تمام روز رو بخوابم تا کسی نفهمه
وقتی میخواستم برگه امتحانو تحیل بدم اشتباه برگه تقلبو تحویل دادم
این حرف ماله 4 سال پیشه
خونه تخت خوابیده بودمــــ
که یکی در زد
هیشکی خونه نبود
با یه شلوارکو یه رکابی میرم درو وا میکنم
هویجور سرم پایین چشام تو خوابـــ
بعععععله!!!!
کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟
مدیر مدرسه
هنگـــ کرده بودم
من: دهنم وا نمیشد که
وروجکـــ مگه با تو نیستم؟
من :
خاطرها میپیونده
مثـــ یه مرد سرمو بالا گرفتم در همین حین پام به میز گیر کرد وا با اون همه لیوان شربت با کفـــ اتاق رو بوسی کردم :(
این یخچال از کجا میفهمه ما درشو بستیم که چراغش خاموش میشه
یبارم واسه تستـــ دقیق کار یخچال در لحظه خامووش شدن چراغ دماغم لای در یخچال
گیر کرد : (
این یخچال که اینقد حالیشه چرا نمیفهمه فرق روز شبو
یہٍ شَبــ بارٌوטּ میومَــد تَنهــا بٌودَمــ
چــی شٌد تَرڪ ڪَردی؟
یہ شَب باروטּ میومَد دیگٍہ تَنها نَبٌودَم
یــہٍ شَــب بــاروטּ مــیــومَــد دوبــارهٍ تَــنها شــدَم
چــی شـٌـد آوردَنــٍت اٍیـنــجا بـَـســتَریت ڪَــردטּ؟
یہٍ شَبــــ بــاروטּ مــیومَـــد تَنهـــا بٌودم اٌونو دیدَمـــ
.
.
.
.
.
.
.
وَلــی اٌوטּ دیــگہٍ تـَـنها نَبــٌـودٍ ...
ادامــﮧ مطلب
| [-Design-] |



